جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

571

تحفة الملوك ( فارسى )

يعنى به درستى كه در آسمان دو ملك مىباشند كه موكّل بر بندگانند ، پس هركس از بندگان كه تواضع بنمايد از براى رضاى خدا ، او را بلند مرتبه مىنمايند و هركس كه تكبر مىنمايد او را ذليل و پست مرتبه مىنمايند . خلاصه شأن رفعت و ظهور خاصيت خصلت تواضع ، اظهر از اين است كه بيان نموده شود و هركس كه از اهل معرفت است و غافل از خود نيست و عارف به قدر خود است و مىداند كه عبد و مملوك مر خداوند است ديگر غير از تواضع او را شأنى و شغلى و شيوه‌اى نمىباشد و اگر معرفت ندارد و حقيقت و جوهر خود را نشناخته و ندانسته ، پس به محض خواندن آيات و احاديث بر آن متواضع نمىشود و تواضع ملكه و خصلت او نمىگردد . بلى ، آيين تقوى ما نيز دانيم * ليكن چه چاره با بخت گمراه ما شيخ و واعظ كمتر شناسيم * يا جام باده يا قصّه كوتاه « 1 » و اما خصلت ورع پس سابقا در تحقيق معنى تقوى بيان معنى و مرتبه آن شد . و اما انابه پس رجوع نمودن از معاصى است به سوى طاعات به طريق توبه و اقبال نمودن به قلب خود است به سوى خداوند و امّا فهم ، پس ضد غباوت است و معنى آن ظاهر است و اما ادب پس عبارت است از حسن اخلاق و لازم داشتن مراسم و آداب انسانيت را كه تمام فرايض و سنن شريعت مطهره حاوى و مبيّن آن است و اما احسان پس ضد اساءت است و معنى آن ايضا ظاهر و هويدا است و مراد از آن ، مطلق احسان است ؛ يعنى آن‌كه با خداوند به طريق ايمان و شكر و حمد و ثنا و صبر و رضا و تعظيم و انقياد و ذل و مسكنت و با نفس خود به طريق طاعت و اجتناب از قبايح و معصيت و با بندگان خداوند به طريق انصاف و عدالت معامله نمايد و اما تحبّب پس عبارت است از همان تودّدى كه سابقا در تعداد خصالى كه در تحت خصلت عدالت و ناشى از آن است ، ذكر آن شد كه عبارت است از طلب مودّت و محبّت نمودن از هم‌كفوها و اهل فضل و كمال به خوش كلامى و خوش‌رويى و به ساير اعمال و افعالى كه مستدعى اين معنى باشد ، از قبيل به عمل آوردن احسانات و فرستادن تحف و هدايا و مواسات

--> ( 1 ) . ديوان حافظ ، ص 289 ، رقم 417 .